خرید بک لینک
داشتم متن گفتوگویی را برای روزنامه آماده میکردم؛ دلم اما هر جایی هست الا در متن گفتوگو. دلم هزار راه میرود این روزها. به تنبهای چیتی در امتداد نخلستانهای پر از بوی داغ خرما گرفته تا بوی زعم ماه

برچسب: نویسنده: نرگس جعفری تاريخ: جمعه 28 دی 1397 ساعت: 18:22

دنپاییاش را با خودش برد. همه تنش را با خودش برد. صدای مجید را با خودش برد. چشمهای گلنوش را با خودش برد. با خودش به آن سر حیات برد؟ با خودش به رگها و گوشت و استخوانش برد. با خودش برد به همان روزی ک

برچسب: نویسنده: نرگس جعفری تاريخ: جمعه 28 دی 1397 ساعت: 18:22

آسمان پر از پاییز شده است؛ رنگ و روی پاییز دارد، باران پاییز دارد و سردی خوشدمای پاییز را دارد. انگار می خواهد تمام تنش پاییز باشد و می خواهم تمام تنم پاییز باشد و می خواهم همه روزم پاییز باشد. می خواهم ساعتها چشم بدوزم به باران پاییزی. به قطرههای باران این هوای پاییزی. آی اخوان کجایی که پادشاه فصلها آمده است. پادشاه رنگها و رنگدانهها. پادشاه آب و ه

برچسب: نویسنده: نرگس جعفری تاريخ: پنجشنبه 23 فروردين 1397 ساعت: 13:10

همین که خواستم نوشتن را آغاز کنم، به فکرم رسید که در ابتدا موضوعش را انتخاب کنم. به بخش انتخاب موضوع رفتم؛ یکی از بخشها «چه می توان کرد» نام داشت. جالب بود. چند سال پیش به فکرم خطور کرده بود که چنین عنوانی را برای یک مدخلها انتخاب کنم. هنوز هم هر روز که بیدار میشوم و هر شب که به خواب میروم، همین پرسش در سرم میدود. چه سرعتی هم دارد!!!دلم میخواهد کسی پ

برچسب: نویسنده: نرگس جعفری تاريخ: پنجشنبه 23 فروردين 1397 ساعت: 13:10

چقدر بابت داشتن هر لحظه خیال انگیز باید بها پرداخت؟ صدای باد، چند قطهر باران، یه پنجره با شیشه ای بدون دوده، یه آسمان آبی حتی اگر کمی تا قسمتی ابری هم باشد، خیالی نیست؛ خوب است. همین هم خوب است. صدای دست های بید مجنون زیر یک پنجره بزرگ غوغا کرده باشد و البته گنجشک ها هم قرارشان را از یاد نبرده باشند. اینها لحظه های خیال انگیزن. چقدر بابت تان باید پرداخت؟ ک

برچسب: نویسنده: نرگس جعفری تاريخ: پنجشنبه 23 فروردين 1397 ساعت: 13:10

صفحه بندی